پرش به محتوای اصلی

بمناسبت فرارسیدن ایام رحلت جانسوز حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

بمناسبت فرارسیدن ایام رحلت جانسوز حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

حضرت معصومه (س) هفده روز بیشتر پس از ورود به قم، زنده نماند و سپس دعوت حق را لبیک گفت و به سوى بهشت‏ برین پرواز کرد. این حادثه به سال 201 هجرى رخ داد

 
ولادت حضرت معصومه(س)

حضرت فاطمه معصومه(س) از فرزندان امام کاظم(ع) و شخصیتهاى برجسته خاندان موسوى است که دو امام را در عصر خویش درک‏ کرده و از رهنمودهاى آن بزرگان بهره برده‏ است. با توجه به محدودیتى که شیعیان در عصر موسوى داشتند، تاریخ تشیع در این دوره به صورت کامل تدوین‏ نشده و یا تالیفات و آثار پیشینیان در طى حوادث و رویدادها از بین رفته‏ است. چنانکه روایات و احادیث امام کاظم(ع) هم نسبت‏ به ائمه پیش از خود چون امام صادق(ع) رواج‏ نیافته و تنها بخشى از علوم و معارف حضرتش به ما رسیده‏ است.

این مساله در مورد تاریخ تولد حضرت فاطمه معصومه(س) نیز مطرح‏است. برخى به نقل از کتاب «نزهة‏الابرار فى نسب اولاد ائمة‏الاطهار « (1) و کتاب «لواقع الانوار فى طبقات الاخیار «(2) ولادت ایشان را در مدینه اول ذیقعده سال‏173هجرى مى ‏دانند، چنانکه میرزا ابوطالب تبریزى گوید:

»از کتاب نزهة‏الابرار فى نسبة اولاد الائمة ‏الاطهار نقل ‏شده، در روز دوشنبه اول ماه ذیقعده از سال یکصد وهفتاد و سه متولد شده و در دهم ماه ربیع ‏الثانى سال دویست و یک در قم وفات‏ کرده‏«.(3)

برخى دیگر ولادت ایشان را اول ذیقعده سال‏183هجرى ذکر مى‏ کنند(4)  که ظاهرا لغزشى در ثبت تاریخ ولادت صورت گرفته‏ است و با توجه به شهادت امام کاظم(ع) در سال‏183هجرى(5) و زندانى‏ بودنشان در طى سالهاى‏179(6)  تا 183 منطقى به نظر نمى‏ رسد که حضرت معصومه(س) در سال‏183هجرى تولد یافته‏ باشد.

مؤلف «مستدرک سفینة‏البحار «(7) در اصلاح تاریخ فوق و تعیین سال ولادت حضرت معصومه(ص) مى ‏نویسد:

»فاطمة المعصومة المولودة فى غرة ذى‏ القعدة سنة173‏«(8) 

»فاطمه معصومه در اول ذیقعده‏173هجرى دیده به جهان گشود«.

البته باید متذکرشد که این اختلاف تنها در سال ولادت رخ‏داده و همگى روز ولادت را اول ذیقعده عنوان کرده ‏اند.

علاوه بر اینکه سال ولادت حضرت معصومه(س) با شهادت امام کاظم(ع) مصادف مى ‏شود و موجب خدشه ‏دار شدن قول سال‏183 است، نکته دیگرى مطرح ‏است و آن این که حضرت امام کاظم(ع) چهار دختر به نام «فاطمه‏» داشتند(9) که حضرت معصومه(س) بزرگترین آنهاست و باید میان تولد ایشان و شهادت پدر به میزان تولد فاطمه صغرى، فاطمه وسطى و فاطمه اخرى فاصله باشد. لذا اول ذیقعده سال‏173هجرى قمرى روز ولادت حضرت فاطمه معصومه(س (مى ‏باشد.(10)

محیط تربیتى

حضرت فاطمه معصومه(س) در محیطى پرورش ‏یافت که پدر و مادر و فرزندان همه به فضایل اخلاقى آراسته ‏بودند. عبادت و زهد، پارسایى و تقوا، راستگویى و بردبارى، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگى و پاکدامنى و یاد خدا از صفات تبار پیامبر(ص) بود(11) . پدران این خاندان همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت ‏بودند و هریک در انتخاب همسر و تربیت فرزند توجه کافى مبذول مى‏ داشتند. همانگونه که رسول اکرم(ص)، خدیجه ‏کبرى را به همسرى انتخاب‏ کرد تا به تربیت فرزندانش همت‏ گمارد و او نخستین ایمان ‏آورندگان به اسلام شد و شخصیت ملکوتى چون حضرت فاطمه ‏زهرا(س( را پرورش ‏داد. ائمه طاهرین(ع) نیز به پیروى از رسول اکرم(ص) در انتخاب همسر نهایت دقت را به عمل آوردند، تا فرزند معصومى که پس از آنها به امامت‏ خواهد رسید، از مادرى پاکدامن و پارسا متولد شود. امام کاظم(ع) نیز از این اصل تبعیت ‏نمود.

مادر حضرت معصومه(س(

حمیده مادر بزرگوار امام کاظم(ع) از مهاجران مغرب بود و به پیشنهاد امام باقر(ع) به همسرى فرزندش امام صادق(ع ( درآمده‏ بود. امام‏ صادق درباره مقام والاى همسرش که مادر امام کاظم(ع) شد فرماید:

»حمیدة مصفاة من الادناس کسبیکة الذهب، مازالت الاملاک تحرسها حتى ادیت الى کرامة من الله لى، والحجة من بعدى‏«(12) .

»حمیده مانند شمش طلاى خالص، از ناپاکى‏ ها و ناخالصى ‏ها، پاک‏ است، فرشتگان او را همواره نگهدارى کردند تا به من رسید، به خاطر کرامتى که ‏خدا نسبت‏ به من، و حجت پس از من(فرزندش امام کاظم(ع)) عنایت فرمود»

حمیده بانویى آگاه و حدیث ‏دان بود و احادیثى را که از امام صادق(ع) و دیگران شنیده ‏بود، همچون یک راوى مورد اعتماد به مردم نقل‏ مى ‏کرد و در واقع یکى از اساتید مجامع علمى بانوان در عصر امام صادق(ع) محسوب مى ‏شد(13 .وى در حوزه آموزشى خویش با دخترى از اهالى مغرب به نام «نجمه‏» آشنا شد. نجمه علوم اسلامى را از همسر امام صادق(ع (فرا مى‏ گرفت و نشانه‏ هاى عقل و هوشیارى و ایمان به خدا از رفتار و سیره عملى وى مشهود بود.

حمیده گوید: روزى که نجمه به خانه ما راه‏ یافت، پیامبر(ص) را در عالم خواب دیدم که به من فرمود: (اى حمیده نجمه را به پسرت موسى(ع) ببخش و همسر او کن، همانا به زودى بهترین فرد روى زمین از او متولد مى ‏شود. من به این دستور عمل‏ کردم و نجمه را همسر فرزندم امام کاظم(ع) نمودم و از او حضرت امام رضا(ع) به دنیا آمد«(14) .

نجمه به اندازه ‏اى از حلاوت ذکر و مناجات با خدا بهره‏ برد که در ایام شیردادن به امام رضا(ع) نمى ‏توانست چون سابق به اعمال عبادى خویش بپردازد، از اینرو به بستگان گفت: مرا با یافتن دایه کمک ‏کنید.

از او سؤال ‏شد، مگر شیرت کم شده ‏است؟

در پاسخ گفت:

» لااکذب والله، وما نقص الدر، ولکن على ورد من صلاتى و تسبیحى، و قد نقص منذ ولدت‏«(15) .

»سوگند به خدا دروغ نمى‏ گویم، شیرم کم ‏نشده، ولى براى من ذکرهایى از نماز و تسبیح هست که از هنگام پرستارى و شیردادن به این نوزاد از آن عباداتم کاسته شده ‏است‏»

خلفاى معاصر حضرت معصومه(س(

حضرت فاطمه معصومه(س)، دخت گرامى امام موسى کاظم(ع) در سال‏173 هجرى تولد یافت و دولت عباسى از سال 132 هجرى با به خلافت رسیدن ابوالعباس سفاح بوجود آمد و تا سال‏656 هجرى ادامه داشت. از این رو تمامى حیات حضرت معصومه(س) در دوره خلافت عباسیان بوده، بر خلاف امام کاظم(ع) که زوال حکومت اموى را شاهد بوده است. خلفاى عباسى از آغاز حکومت تا انجام حیات حضرت معصومه(س) به قرار زیر است:

 -1سفاح 132 هجرى

‏2 - منصور136 هجرى

‏3 - مهدى 158 ه.ق

‏4 - هادى‏169 ه.ق

‏5 - هارون الرشید 170 ه.ق

‏6- امین‏193 ه.ق

‏7 - مامون 128 - 198 ه.ق

 

علامه سید جعفر مرتضى عاملى گوید: «عباسیان ناگزیر بودند که میان انقلاب خود و اهل بیت‏ خط رابطى ترسیم کنند به چند دلیل:

نخست: آنکه بدین وسیله توجه فرمانروایان را از خویشتن به جاى دیگر منصرف مى ‏ساختند.

دوم: آنکه مردم بیشتر به آنان اعتماد مى ‏کردند و از پشتیبانی شان برخوردار مى‏ گردیدند.

سوم: آنکه دعوت خود را بدین وسیله از ابتذال و برانگیختن شگفتى مردم مى ‏رهانیدند.

چه اینان در سرزمینهاى اسلامى آنچنان از شهرت کافى برخوردار نبودند و مردم نیز براى هیچیک از آنان، بر خلاف علویان حق دعوت و حکومت را نمى‏ شناختند. از این رو با وجود علویان، دعوت عباسیان اگر به سود خودشان آغاز مى ‏شد امرى فریب ‏آمیز و باور نکردنى مى ‏نمود.

چهارم: آنکه مى ‏خواستند اعتماد علویان را نیز به خود جلب کنند و این از همه برایشان مهمتر بود. چه مى‏ خواستند، بدین وسیله رقیبى در میدان تبلیغ و دعوت نداشته باشند و نمایش اینکه دارند، به نفع علویان تبلیغ مى ‏کنند، خود آنان را از تحرک باز دارند«.

لیکن امام صادق(ع) مخالفت‏ خود را با دستگاه عباسى اعلام کرد، رشته سیاست را از دست ‏خلیفه وقت ‏خارج ساخته، خشم وى را به جان خرید. امام صادق(ع) پس از استوارى حکومت منصور در جواب سؤال وى که چرا به دربار عباسى رفت و آمد نمى ‏کند فرمود:

» ما کارى نکرده ‏ایم که به جهت آن از تو بترسیم و از امر آخرت پیش تو چیزى نیست که بدان امیدوار باشیم و این مقام تو در واقع نعمتى نیست که آن را به تو تبریک بگوییم و تو آن را مصیبتى براى خود نمى ‏دانى که تو را دلدارى بدهیم، پس پیش تو چکار داریم؟«

حکومت ‏بر سرزمین پهناور اسلامى چنان منصور را مغرور کرده بود که مبانى سیاسى خلافت عباسى را به فراموشى سپرد و پیشواى علویان و امام شیعیان را به شهادت رساند.

هجرت علویان

مؤلف تاریخ قم علاوه بر هجرت حضرت فاطمه معصومه(س)، از مهاجرت گروهى از فرزندان ابوطالب به این شهر مقدس خبر مى ‏دهد که جز نام برخى از آنها در کتب انساب، هیچ اطلاعى نیست. به احتمال زیاد تمامى این مهاجرتها پس از هجرت امام رضا(ع) و حضرت معصومه(س) صورت گرفته باشند.

از مهمترین و معتبرترین کتب انساب که مهاجرت آل ابوطالب را به ترتیب نام شهرها تنظیم کرده، ابو اسماعیل ابراهیم بن ‏ناصر بن ‏طباطبا مى ‏باشد. وى در «منتقلة الطالبیین‏» به مهاجرت قریب به پنجاه تن از خاندان موسوى به ایران اشاره مى ‏کند که به شهرهایى چون آذربایجان، ارجان (بهبهان)، آبه (از نواحى قم)، آمل، بلخ، بخارا، ترنجه (از نواحى بین آمل و سارى) ترمذ، جندى ‏شاپور، جره (از روستاهاى شیراز). خراسان، رامهرمز، رى، شاپور (از نواحى فارس)، سیرجان، شیراز، طبرستان، طوس، فسا، قزوین، قم، نیشابور، همدان و هرات هجرت نموده و در آن شهرها سکنى گزیده‏ اند.

البته در ایران علاوه بر دو مرقد مطهر امام على بن‏ موسى الرضا(ع) و حضرت فاطمه معصومه(س)، آرامگاه هاى دیگرى نیز به عنوان فرزندان امام کاظم(ع) معروف هستند که پس از هجرت امام رضا(ع) به ایران آمده و در ایران قبل از رسیدن به امام(ع) به شهادت رسیده و یا از دنیا رفته ‏اند. براى نمونه به موارد زیر اشاره مى ‏شود:

-1حضرت احمد بن ‏موسى(ع) 

حضرت سید میراحمد بن‏ موسى(ع) معروف به «شاه‏چراغ‏»، برادر امام رضا(ع) و بزرگترین پسر امام کاظم(ع) پس از ایشان است که بعد از ولایتعهدى امام رضا(ع) عزم خراسان نمود و در دو فرسنگى شیراز، خبر شهادت امام رضا(ع) به ایشان رسید و چون مامون دستور قلع و قمع علویان را داده بود، لذا این بزرگوار در خطه شیراز به دست‏ حاکم آنجا شهید گردید. شاید پس از این واقعه بود که فرزندش «شاهزاده ابراهیم‏» به قم مهاجرت نمود.

-2 حضرت سید على‏ اکبر

امامزاده سید على‏ اکبر که آرامگاهش در 18 کیلومترى شمال شرقى شهرضا (قمشه) واقع است، نیز از برادران حضرت امام رضا(ع) و شاه‏چراغ دانسته شده است. که به مناسبت‏ حضور امام(ع) به ایران مهاجرت کرده، و قبل از رسیدن به طوس در شهر مذکور از دنیا رفته است. اطلاع دقیقى از رحلت‏ یا شهادت ایشان در دست نیست.

به همراه کاروان حضرت فاطمه معصومه(س) بیست و سه نفر علوى از خاندان موسوى شامل برادران و برادرزادگان بودند.

 -3 حضرت شهرضا

حضرت شهرضا به روایتى فرزند امام موسى کاظم(ع) است که به امر برادر خود حضرت امام رضا(ع) براى ارشاد مردم این حدود به دیار اصفهان (قمشه) رهسپار شده و سپس به دست ظلمه در کنار کوه شهرضا شهید گردیده است.

-4 حضرت صالح

مطابق کتیبه بالاى سر در صحن و زیارتنامه، از پسران حضرت موسى بن‏ جعفر(ع) و برادر امام هشتم(ع) به شمار مى ‏رود.

 -5امامزاده عبدالله

نسب امامزاده عبدالله، واقع در ناحیه اسدآباد، چنین یاد شده است: «عبدالله بن‏ موسى الکاظم(ع)«.

-6 امامزاده عبدالله

امامزاده عبدالله واقع در دماوند را از فرزندان امام موسى کاظم(ع) مى ‏دانند. شیخ مفید ضمن برشمردن فرزندان امام موسى کاظم(ع) از عبدالله نیز نام برده است. در شرح احوالش نوشته‏ اند که آن بزگوار، روى به ولایت دماوند نهاد، چون بدانجا رسید، قاسم هالى و سهراب هالى و فرزندان و برادرانشان خبر یافتند و راه برایشان گرفتند و شهید کردند.

مؤلف کتاب منتقلة الطالبیین به مهاجرت شمار دیگرى از سادات اشاره مى ‏نماید که با توجه به سلسله انساب آنها، از مهاجران عصر رضوى محسوب مى ‏شوند.

هجرت اصحاب امام کاظم(ع)

علاوه بر سادات موسوى، حسینى و حسنى، بعضى از اصحاب امام کاظم(ع) که از اصحاب امام رضا(ع) نیز هستند به ایران مهاجرت نموده‏ اند و به طور غالب در قم سکونت نموده ‏اند و یا نخست در شهر دیگرى چون اهواز سکونت نموده و سپس به قم منتقل شده ‏اند. اصحاب امام کاظم(ع) که هجرت اختیار نموده ‏اند، به قرار زیر است:

- ابراهیم بن‏ محمد اشعرى

- ابراهیم بن‏ هاشم

- ابوحریر قمى (زکریاى ادریس)

- احمد بن‏ اسحاق بن‏ عبدالله اشعرى، ابوعلى قمى

 - حسین بن ‏سعید اهوازى

 - حسین بن ‏مالک قمى

 - ریان بن ‏شبیب

 - ریان بن صلت

 - زکریا بن ‏آدم

 - سعد بن ‏سعد اشعرى قمى

 - سهل بن‏ یسع

- عبدالعزیز بن‏مهتدى

- عبدالله بن‏ صلت

- على بن‏ ریان بن‏ صلت

 - محمد بن ‏حسن اشعرى

 - محمد بن ‏سهل قمى

 - محمد بن‏ على بن‏ عیسى اشعرى قمى

 - مرزبان بن ‏عمران بن‏ عبدالله بن‏ سعد اشعرى

البته ممکن است‏ برخى از این اصحاب در طى مسافرتهاى عدیده ‏اى که به حجاز و عراق داشته ‏اند از امام کاظم(ع( حدیث آموخته باشند و موطن اصلى آنها قم بوده باشد.

شخصیتهاى همراه حضرت معصومه(س)

به همراه کاروان حضرت فاطمه معصومه(س) بیست و سه نفر علوى از خاندان موسوى شامل برادران و برادرزادگان بودند. نام برادران همراه کریمه اهل بیت‏ به نقل مؤلف «بحر الانساب‏» به ترتیب زیر است:

 -1 فضل

-2 على

 -3 جعفر

-4 هادى

 -5 قاسم

-6  زید

به حسب ظاهر، «هادى‏» تصحیف «هارون‏» باشد. چون در کتب انساب از هادى به عنوان یکى از فرزندان امام کاظم(ع( نام برده نشده و غیر از امام على بن‏ موسى‏ الرضا(ع) فرزند دیگرى به نام على نداشته است و چون زید معروف به «زید النار» در بصره قیام کرده بود و وى را نزد امام رضا(ع) برده بودند، بعید به نظر مى ‏رسد که همراه کاروان حضرت معصومه(س) بوده باشد. بدین ترتیب ممکن است چهار تن از افراد فوق همراه کریمه اهل بیت ‏بوده باشند:

 -1فضل

 -2جعفر

-3هارون

 -4قاسم

علاوه بر همراهى جمعى از برادران، بانوانى نیز، حضرت فاطمه معصومه(س) را همراهى مى‏ کردند. اسامى این خواهران که ممکن است ‏خواهران کنیزهاى حضرت بوده باشند، عبارتند از: میمونه، فاطمه صغرى و خدیجه خاتون (دختران امام کاظم(ع))، خواهر حضرت معصومه(س) و «سلطان موصلیه‏» خادمه آن حضرت.

عباس فیض گوید: برخى از مورخان از محدث قمى مؤلف «حاشیه انساب المجدى‏» نقل کرده‏ اند که:

« میمونه‏» بنت موسى بن ‏جعفر با فاطمه معصومه(س) است و مى ‏خواهند اینطور استفاده کنند که، فاطمه با خواهر خود میمونه همسفر بوده ‏اند، در صورتى‏ که این عبارت از دفن وى در جوار فاطمه حکایت مى ‏کند.

البته باید گفت که در متن «المجدى‏» که اخیرا به چاپ رسیده، از «میمونه‏» دخت امام کظم(ع) نامى به میان نیامده است. با این حال باز هم، همراهى آن بانوى مکرمه با حضرت معصومه(س) منافاتى ندارد. چه این کاروان شامل همه و یا قسمت عمده ‏اى از خاندان موسوى، پس از یک سال تاخیر مى ‏خواست‏ به امام رضا(ع) بپیوندد. در مورد فاطمه صغرى باید گفت که امام کاظم(ع) دو دختر به نام فاطمه داشتند;

-1 فاطمه کبرى (حضرت فاطمه معصومه(س))

-2 فاطمه صغرى

فاطمه صغرى، کودکى خردسال بود و در مسیر کاروان از دنیا رفت و در روستایى از توابع آشتیان به خاک سپرده شد.

خدیجه خاتون، نزدیک مزار «طیب‏» و «طاهر» وفات یافت و در همانجا مدفون گردید.

سلطان موصلیه نیز در نائین دفن شده است.

البته غیر از افراد مذکور، آقاى بلاغى از شخصى به نام «سید مرتضى طبیب حضرت معصومه(س)» نام مى‏برد. او پس از ذکر نام پزشکى در نائین، نسبش را به «سید مرتضى‏» مى رساند و مى‏ گوید:

»میرزا محمد طبیب; فرزندش میرزا محمد على است که نسبشان به سید مرتضى طبیب حضرت معصومه(س) منتهى مى ‏شود که در قم مدفون است‏«.

با توجه به نظریه‏ هاى مذکور، برخى از شخصیتهاى همراه حضرت فاطمه معصومه(س) عبارتند از: فضل، جعفر، قاسم، هارون، اسحاق، محمد، میمونه، فاطمه صغرى، خدیجه خاتون (که همه از فرزندان امام کاظم(ع) هستند) و خواهر حضرت معصومه(س) که نامش معلوم نیست و سلطان موصلیه خادمه حضرت معصومه(س)

با کاروان نور; از مدینه تا قم

هجرت امام رضا(ع) از مسیر بصره، اهواز و فارس به مرو صورت گرفت; در حالى که، هجرت حضرت فاطمه معصومه(س) یک سال پس از آن، از مسیر دیگرى انجام شد.

حسن بن ‏محمد بن‏ حسن قمى مى ‏نویسد:

»از سادات حسینیه از فرزندان موسى بن ‏جعفر(علیهما السلام) که به قم آمدند فاطمه دختر موسى بن‏ جعفر(علیهما السلام) بود. چنین گویند بعضى از مشایخ قم که چون امام على بن‏ موسى الرضا(علیهما السلام) را از مدینه بیرون کردند تا به مرو رود از براى عقد بیعت‏ به ولایت عهد براى او فى سنة ماتین، خواهر او فاطمه بنت موسى بن‏ جعفر(علیهم السلام (در سنه احدى و ماتین به طلب بیرون آمد چون به ساوه رسید، بیمار شد. پرسید که میان من و میان شهر قم چقدر مسافت است؟ او را گفتند که ده فرسخ است. خادم خود را بفرمود تا او را بردارد و به قم برد. خادم او را به قم آورد«

حبیب پورمظاهر مى ‏نویسد:

 »فاطمه ملقب به معصومه خاتون دختر امام موسى کاظم(ع) علو مرتبه ‏اش زیاده از حد بیان است. در سال دویست و یک هجرى زمان ولایت عهد حضرت امام رضا(ع) با برادران خود فضل على و جعفر و هادى و قاسم و زید با بعضى از برادرزادگان و چند خدمه از بغداد به عزم دیدار برادر عازم خراسان شدند»

از مجموع این سخنان چنین برمى ‏آید که کاروان حضرت فاطمه معصومه(س) از شهرهاى مدینه، بغداد، ساوه و قم عبور کرده است.

در صورتى که، حضرت بیمار نمى ‏شدند، مى‏ بایست از طریق «رى‏» به «مرو» مى‏ رفت. اما بیمارى ایشان موجب شد تا در قم اقامت نماید و در همانجا به دیدار خدا بشتابد.

اگر گفته مؤلف «بحر الانساب‏» را نادیده انگاریم و تنها به نوشته حسن بن‏ محمد بن حسن قمى بسنده کنیم، شهر ساوه ما را از مسیر هجرت معصومه(س) از مدینه به قم آگاه‏ مى‏ سازد. چه اینکه شهر ساوه در مسیر مدینه، کوفه و بغداد به خراسان قرار دارد; بر خلاف دینه، بصره و اهواز به خراسان که حضرت امام رضا(ع) از این مسیر عبور ردند.

لسترنج گوید:

» در زمان عباسیان البته بغداد بزرگترین شهر عراق بود، ولى یک قرن پیش از آنکه این سلسله روى کار بیاید، مسلمانان قرن اول پس از فتح عراق به ساختن سه شهر بزرگ دست زدند که واسط و کوفه و بصره باشد. این سه شهر تا چندین قرن آبادى و رونق داشت و با انبار (از شهرها دوره ساسانیان) که در ساحل فرات و با بغداد در یک عرض جغرافیایى بود، بزرگترین شهرهاى پرجمعیت عراق را در دوره عباسیان تشکیل مى‏ دادند«

»معروفترین شاهراه ‏ها، جاده بزرگ خراسان بود که به شرق مى ‏رفت و پایتخت را به شهرهاى ماوراء النهر در حدود چین متصل مى ‏ساخت«.

این جاده از دروازه خراسان در خاور بغداد شروع مى‏شد و از صحرا گذشته از پلهاى مستحکمى که بر روى رودخانه‏ ها ساخته بودند، عبور مى‏ کرد تا به «حلوان‏» پاى گردنه‏ اى که از آنجا به کوههاى ایران مى‏ رسید، منتهى مى‏ گردید، و در اینجا به ایالت جبال وارد مى‏ شد و پس از عبور از یک سربالایى تند به کرمانشاه مرکز استان کردستان مى‏ رسید و ایالت جبال را با خطى مورب درنوردیده به سمت‏ شمال خاورى مى‏ رفت و از همدان نیز مى‏ گذشت تا به «رى‏» مى‏ رسید، پس از عبور از رى به سمت‏ خاور متوجه مى‏ شد و از «قومس‏» عبور نموده، کوههاى طبرستان را در سمت چپ و کویر لوت را در جنوب خود مى‏ گذاشت، تا نزدیک بسطام به ایالت‏ خراسان وارد مى‏ گردید و از نیشابور عبور نموده از طوس مى‏ گذشت و به مرو مى‏ رسید«

»باز برمى‏ گردیم به بغداد مرکز جاده‏ ها. شاهراه بزرگى براى زیارت مکه و مدینه از سمت‏ باختر بغداد به جنوب متوجه گردیده به کوفه، در حاشیه بادیه عربستان، مى‏ رفت و به خط تقریبا مستقیم از آنجا گذشته به حجاز مى‏ رسید. یک جاده دیگر براى زیارت مکه از بصره تقریبا به موازات جاده اول شروع مى‏ شد و در دو منزلى شمال مکه به جاده قبلى مى‏ پیوست».

وجود پاکیزه حضرت معصومه(س( تنها هفده روز در قم دوام یافت‏ و پس از این مدت کوتاه به لقاء الله شتافت.

مولف تاریخ قم از وفات و تشییع پیکر نورانى دختر موسى بن جعفر(ع) چنین‏ یاد کرده است:

» فاطمه س هفده روز در حیات بود چون او را وفات رسید بعد از تغسیل‏ و تکفین و نماز موسى بن خزرج در زمینى که او را بابلان بود آنجا امروز روضه‏ مقدسه اوست، دفن کرد و بر سر تربت از بوریا سایه ساخته بودند تا آنگاه که زینب‏ دختر محمد بن على الرضا: این قبه بر سر تربت او بنا نهاد»

با توجه به نقل برخى از مورخان و قرائنى که در طول مسیر از ساوه تا قم مشهود است، همانگونه که مردان کاروان را به شهادت رسانده‏ اند، حضرت فاطمه معصومه(س) وبانوان همراهش توسط عوامل بنى‏ عباس مسموم شدند.

در طى مسافت هر یک از بانوان با تاثیر سم، به شهادت رسیده و در شهرها و روستاهاى مسیر حرکت‏ به خاک سپرده شدند.

اشعریان در زمان ورود کاروان مدینه، از بزرگان قم و برجسته‏ ترین شخصیتهاى‏ سیاسى فرهنگى شهر به شمار مى‏ آمدند . لذا به همین جهت موسى بن خزرج به استقبال‏ کاروان حضرت شتافت و آنها را در منزل خود جاى داد و پس از شهادت حضرت معصومه(س) محل خاک سپارى حضرت را عهده‏ دار شد. او نخستین کسى بود که تولیت مزار شریف کریمه‏ اهل بیت را بر عهده گرفت. پس از گذشت چند سال حضرت زینب دختر امام جواد(ع) قبه‏ اى از آجر بر فراز آرامگاهش بنا کرددر طول عصر امامت، وکلاى امامان شیعه به‏ این مهم مى‏ پرداختند. «حسین بن اشکیب سمرقندى‏» متوفاى بعد از 260 هجرى قمرى،از دانشمندان نامور ایران و از اصحاب امام هادى(ع) و امام حسن عسکرى(ع) ازجمله افرادى است که در اواسط قرن سوم هجرى تولیت آستانه مقدسه قم را بر عهده‏ داشت. نجاشى در کتاب خود از سمرقندى اینگونه یاد کرده است:

»حسین بن اشکیب، از علماى امامیه و از مردم خراسان، دانشمندى موثق و مقدم‏ بوده است. کشى او را در شمار اصحاب امام حسن عسکرى(ع) آورده و عیاشى از وى‏ بسیار روایت نموده و به حدیثش اعتماد کرده است. او در نقل حدیث مورد وثوق کامل‏و شخصى منضبط بوده است.» کشى نیز از او یاد کرده است: «او قمى و خادم قبر بود... استاد ما (شیخ مفید) از ابوالقاسم جعفر بن محمد قولویه از محمد بن‏ وارث سمرقندى نقل مى‏ کرد که کتاب «رد بر کسى که گمان کرده پیغمبر پیش از بعثت‏ بر دین قوم خود بوده است‏» و کتاب «رد بر زیدیه‏» و «کتاب نوادر» ازتالیفات حسین به اشکیب است« احتمال دارد وکیل وقت امام حسن عسکرى(ع)،«احمد بن اسحاق اشعرى‏» در زمان حیات امام یازدهم تولیت آستانه مقدسه قم راعهده‏ دار بوده باشد.

نویسنده تاریخ قم تنها به سال وفات (201 ه. ق) حضرت‏ معصومه(س) اشاره کرده است. برخى دیگر از متاخرین، دهم ربیع‏ الثانى را روزارتحال آن حضرت ذکر کرده‏ اند.

امام رضا(ع) در قم

امام رضا(ع) طبق دستور مامون‏ از راه بصره، اهواز و فارس به خراسان برده شد تا بتواند با تایید ولایتعهدى‏ امام، حکومت‏ خود را مستحکم کند. اما مامون از اینکه امام رضا(ع) از شهرهاى‏ شیعه نشین عبور داده شود، مى‏ هراسید.

زیرا احتمال مى‏ داد مردم به امام پیوسته بر علیه او دست‏ به شورش بزنند.  به‏ همین دلیل این سخن امام رضا(ع) در سفر اول خود به خراسان، از مسیر کوفه‏ نیامده، صحیح به نظر مى‏ رسد نمى‏ تواند سخن قاطعى در مورد نیامدن امام به قم وعبور ایشان از راه کوفه باشد; زیرا، در منابع روایى ما آمده است که امام رضا(ع ) در قادسیه، منزلى از منازل راه کوفه به خراسان با بزنطى ملاقات داشته است.

بیهقى در تاریخ خود یادآور مى‏ شود که طاهر ذوالیمینین، با امام رضا(ع) در بغداد بیعت کرد و تذکره نویسان با کمال صراحت ورود امام رضا(ع) به قم را نقل‏ کرده‏ اند. به این ترتیب احتمال مى‏ رود سفر دیگرى نیز داشته باشند و این نظر براساس منابع تاریخى گفتارى درست‏ به نظر مى‏ رسد.

چنانکه یعقوبى گوید:

»مامون در سال 202 از مرو رهسپار عراق شد و ولیعهدش رضا(ع) و وزیرش فضل بن‏ سهل ذوالریاستین همراه وى بودند . «طبرى انگیزه مسافرت مامون به بغداد درسال 202 ه را اینگونه گزارش کرده است: «از جمله حوادث سال 202 ه. ق آن بود که مردم بغداد با «ابراهیم بن مهدى‏» بیعت کردند و او را مبارک نام‏ نهادند.» گویند: در نخستین روز محرم با وى بیعت‏ خلافت کردند و مامون را خلع‏ کردند و چون روز جمعه شد، ابراهیم ب منبر رفت و نخستین کس که با وى بیعت کرد،عبیدالله بن عباس هاشمى بود، سپس منصور بن‏ مهدى، پس از آن بنى‏ هاشمیان دیگر، پس‏از آن سرداران ... اینان سران و پیشروان بودند که از مامون خشمگین بودند که‏ مى‏ خواست‏ خلافت را از پسران عباس به پسران على برد و پوشش پدران خویش را که سیاه‏ بود، رها کرده بود و سبز پوشیده بود»

در اثر اختلافاتى که در بغداد، پایتخت‏ پیشین عباسیان، روى داد مامون دستور صادر کرد به سوى بغداد حرکت کنند. و خود به همراه امام رضا(ع) راه بغداد را در پیش گرفت و پس از سرکوب آشوب به مرو بازگشت. از این روى ممکن است عبور امام رضا(ع) از قم در جریان رفت و آمدى که‏ بین بغداد و مرو روى داد، صورت گرفته باشد. یکى از مورخان در این باره مى‏ نویسد:

»حضرت رضا(ع) وارد قم شد و مردم که از ورود آن حضرت باخبر شده بودند، به‏ ملاقات آن حضرت مى‏ شتافتند و براى ضیافت ایشان بر یکدیگر پیشى مى‏ گرفتند، حضرت‏ براى قطع خصومت فرمود: «ان الناقه مامورة» این شتر مامور است و به هر کجا برود، همانجا منزل خواهیم کرد. شتر به حرکت درآمد تا کنار خانه‏ اى زانو زد.

صاحب آن خانه شب قبل از ورود آن حضرت در خواب دیده بود که حضرت رضا(ع) فردا میهمان او خواهند بود و چون رویاى او به حقیقت پیوست در شگفت‏ شد. آن خانه مورد توجه قرار گرفت و مردم به آن محل مى‏ آمدند و استفاده مى‏ بردند. امروز همان محل‏ مدرسه شده است و اینک به «مدرسه رضویه‏» مشهور است.» و محل به محله شاه‏ خراسان معروف است و تکیه‏ اى به این نام تکیه شاه خراسان نیز در قم هست.

مولف تاریخ قم نیز از چشمه‏ اى در قم خبر مى‏ دهد که امام على بن موسى‏ الرضا(ع) از آن چشمه آب خورده و بدان موضع غسل کرده است. چنین به نظر مى‏ رسد حضرت امام على بن موسى الرضا(ع) نخستین معصومى است که به زیارت حضرت فاطمه‏ معصومه(س) آمده است.

سراى «موسى بن خزرج‏» که حضرت معصومه (س) چند صباحى در آنجا به سر برد، به مدرسه معروف «ستیه‏» است. این سرا در محله «میدان میر» وسط شهر قم در یکى از محله‏ هاى قدیمى بود و عبادتگاه آن حضرت به نام «بیت النور» در وسط آن، قرار داشت . موسى بن خزرج پس از رحلت آن بانوى گرانقدر، محراب ایشان را به همان حال باقى گذارد، و دیگر نقاط خانه خویش را نیز به احترام ایشان، مسجد کرد. اصل محراب فاطمه معصومه (س) که در نزد عوام به «تنور» مشهور است تاکنون پابرجاست و مردم از قدیم الایام تاکنون براى تیمن و تبرک و خواندن زیارت و دعا بدان جا مى‏ روند .محراب مزبور که غرفه کوچکى بیش نبوده، تجدید بنا شده و به صورتى زیبا در آمده است. و در کنار آن، مدرسه‏ اى براى طلاب علوم دینى ساخته شده که به «مدرسه ستیه‏» معروف است. نیز در ضلع غربى و و جنوبى آن، مسجدى بنا گردیده است . سراى موسى بن خزرج در آن روزگار به هنگام ورود حضرت معصومه (س) در منتهى الیه جنوب غربى شهر قم قرار داشت. زیرا بر اساس آثارى که موجود است، شهر قم در آن عصر در شمال شرقى شهر فعلى قرار داشت و به تدریج‏ به سمت غرب و جنوب کشیده شد. البته در حال حاضر محل نامبرده در اواسط قسمت قدیمى شهر به سمت جنوب استناحیه‏ اى که آستانه مقدسه با مدارس و مساجد تابع آن در آنجا قرار دارد، پیش از رحلت‏ حضرت معصومه (س)، احتمالا باغ آباد و مصفایى از املاک موسى بن خزرج بود. چون در آن دوران، متداول و معمول بود که رؤسا و بزرگان عرب علاوه بر خانه‏ هاى مجللى که داخل شهر داشتند، هر یک به تناسب موقعیت و مقام خویش در باغهاى اختصاصى خود در سواحل رودخانه، کاخ و قصرى مشرف بر آب براى تفریح در ایام بهار و تابستان بنا مى‏ نمودند. با توجه به وضعیت محل مذکور و موقعیت متناسب «بابلان‏» همان محلى که امروزه پیکر مقدس حضرت معصومه (س) قرار دارد. و شخصیت موسى بن خزرج، حدس زده مى‏شود که کاخ ییلاقى موسى در همان ناحیه قرار داشت. و به طورى که از قراین برمى‏ آید، باغ و کاخ مزبور را موسى فوق العاده دوست مى‏ داشت. و به همین جهت آن را نثار مقدم حضرت معصومه نمود و محل دفنش را در آنجا نهاد. ظاهرا موسى بن خزرج با مشاهده وضع مزاجى نامناسب و وخامت‏ حال حضرت معصومه (س) ایشان را به باغ ییلاقى خویش دعوت نمود تا از آن رهگذر از ازدحام مردم در امان بماند.

علت‏ برگزیدن شهر قم

بر اساس سخن مشهور: پس از اینکه فاطمه معصومه (س) به شهر ساوه رسید، بیمار شد. و چون در خود توان رفتن به خراسان را ندید، و یقین پیدا کرد که دیگر هرگز برادرش امام رضا (ع) را نخواهد دید، تصمیم گرفت‏ به قم که از پیش مى‏ دانست در آنجا به لقاى حق خواهد شتافت. برود .یکى از نویسندگان درباره علت رفتن حضرت معصومه (س) به شهر قم گوید»این مجلله در اوائل سال 201 هجرى به مقصد «مرو» از مدینه طیبه بیرون آمده، بین راه در ساوه که شهرى معظم و مردمش «شافعى مذهب‏» و بسیار هم متعصب بودند. به شدت مریضه و ناتوان گشته، بواسطه فقدان اصحاب وفاق و وجدان ارباب نفاق و به علت نبودن طبیب معالج و نداشتن پرستار دلسوز و مکان مناسبى براى آسایش خود، مجبور مى‏ شود که از راه مقصد، اندکى منحرف گشته، خود را به شهر قم که از بلاد مستحدثه شیعیان و مراکز موالى و دوست داران آن خاندان، مى ‏دانست‏ با آنکه در مسیر او نبود. برساند. و از قرائن، مستفاد مى‏ شود که فاطمه (س) قبل از حرکت‏ خود از ساوه به طرف قم، رؤساى قم را از مقدم خویش به ساوه، خبردار کرده بود... معلوم مى‏ شود موقعى که بى‏ بى بیمار مى‏ شود، به جهاتى که نگارش یافت، خود را از حرکت‏ به طرف قم ناچار مى‏ دیده، از طرفى هم نمى‏ خواسته است که بدون سابقه دعوت بدان شهر که از مسیر او دور است، وارد شود. بنابراین، از ورود خود به ساوه «آل سعد» را آگهى مى‏ دهد تا آنان به طلب وى از قم بیرون آیند « برخى درباره سبب روى آوردن حضرت معصومه (س) به قم، گویند: بى‏ تردید مى‏ توان گفت که آن بانوى بزرگ، روحى ملهم و آینده‏ نگر داشت و با توجه به آینده قم و محوریتى که بعدها براى این سرزمین پیش مى‏ آید - محوریتى که آرامگاه ایشان مرکز آن خواهد بود- بدین دیار، روى آورد... این جریان به خوبى روشن مى‏ کند که آن بانوى الهى به آینده اسلام و موقعیت این سرزمین توجه داشته است و خود را با شتاب بدین سرزمین رسانده و محوریت و مرکزیت آن را با مدفن خود پایه‏ ریزى کرده است.

پرواز سوگمندانه

حضرت معصومه (س) هفده روز بیشتر پس از ورود به قم، زنده نماند و سپس دعوت حق را لبیک گفت و به سوى بهشت‏ برین پرواز کرد. این حادثه به سال 201 هجرى رخ داد. سلام بر این «بانو» از سپیده خلقت تا قیام قامت.

پی نوشت:

.-1این اثر تالیف «سیدموسى برزنجى شافعى مدنى‏» است، «الذریعة)، ج‏24، ص‏107.

-2از تالیفات «عبدالوهاب شعرانى شافعى‏»، متوفاى‏937هجرى است، «کشف‏ الظنون‏»، ج‏2، ص‏1565.

-3وسیلة‏المعصومیة‏»، ص‏65.

-4گنجینه آثار قم‏»، ج‏1، ص‏386; به نقل از «نزهة‏الابرار» ولواقع الانوار.

-5تاریخ اهل‏بیت‏»، ص‏82.

-6اصول کافى‏»، ج‏1، ص‏397، «تاریخ بغداد»، ج‏13، ص‏27، «اقبال‏»، ص‏677، «تاریخ قم‏»، ص‏199.3

-7محدث گرانقدر و رجالى توانا مرحوم آیة‏الله شیخ‏على نمازى متوفى دوم ذیحجه 1405ه.ق مؤلف این اثر است که در ده جلد تدوین یافته‏ است. مرقد وى در یکى از حجره‏ هاى صحن رضوى در کنار بارگاه ملکوتى امام رضا(ع) قراردارد.

-8مستدرک سفینة‏البحار» ج‏8، ص‏257.

-9بحارالانوار»، ج‏48، ص‏286، «تذکرة‏الخواص‏»، ابن‏جوزى، ص‏315.

-10و نیز رجوع‏ کنید به: «کریمه اهل‏بیت‏» ص‏97-103، «زندگانى حضرت موسى‏ بن جعفر(ع)، عمادزاده، ج‏2، ص‏375، «حضرت معصومه، فاطمه دوم، اشتهاردى، ص‏111،113.

-11برگرفته از آیه‏35 سوره احزاب.

-12 اصول کافى، ج‏1، ص‏477.

-13علاوه بر حوزه علمیه‏ اى که توسط رسول اکرم(ص) و ائمه شیعه(ع) بنیان نهاده‏ شد و در هر دوره دهها و صدها مرد دانشمند و راوى و دین‏ شناس به جامعه اسلامى عرضه‏ کرد، در همان ردیف حوزه‏ هاى علمى بانوان از سوى رسول اکرم(ص) و حضرت فاطمه‏ زهرا(س) تاسیس‏ گردید که پس از آنها امامان شیعه و همسران و دخترانشان این حوزه را رهبرى‏کرده و به واسطه خویشى با امامان و بهره‏ گیرى از لحظه‏ لحظه حیات پربارشان در هر عصرى از اساتید برجسته آن دوره شدند. رجوع‏ کنید به: «مسند فاطمه معصومه(س) از همین قلم.

-14اعلام‏ الورى‏»، ص‏302.

-15 عیون اخبارالرضا(ع)، ج‏1، ص‏15.

پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین محمد علی جاودان
(دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲) ۱۲:۱۲
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید